سه شنبه, 28 خرداد 1398 - Tuesday 18 June 2019

ابوالعلاسهلویه هرندی، عارف و سالک اهل طریقت است که در این راه به "پیر" معروف گردید و در بین مردم شهر هرند و منطقه به "پیردیزیچی" شهرت داشته است. وی از استادان مُتَبحّر در علم نحو و اِعراب و مُتَبَصّر غرایب فن تصریف کلمه و اشتقاق ابنیه و حافظ لغات اَعراب و فحول شعرای سخن مُنَقّح و اصول اختراع معنی مُستَملَحِ عربی و پارسی و فاخر توقیع و انشاء و از ماهران اصل ترصیع و املاء، در زمان سلجوقیان بوده است.
متأسّفانه از تاریخ تولّد، وفات و خانواده ی ایشان هیچ اطّلاعی در دست نیست، فقط همین را می دانیم که بعد از وفات، وی را در خانقاهش در مزرعه ی دیزیچی شهر هرند بخاک سپردند.
مردم شهر هرند و منطقه، کرامت هایی را به وی منسوب می دانند که از جمله ی آن حکایت زیر است.
در زمان های قدیم، عارفی از اهالی شهر اژیّه (یا یکی از روستاهای بخش جلگه) به شهر هرند می آید و در مزرعه ی دیزیچی به دیدار ابوالعلا سهلویه هرندی می رود و ادعا می کند که من از شما کرامتم بیشتر است، سپس برای اثبات ادعای خویش به یک دسته گندمی که در آن کنار بود اشاره می کند تا به پیشش بیاید و همین طور هم شد. در آن هنگام، ابوالعلا سهلویه هرندی هم به همان دسته گندم اشاره می کند که به سر جایشان برگردند و گندم ها هم به اشاره ی پیر دیزیچی به سر جایشان می روند؛ آن عارف با دیدن این کرامت از حرفش پشیمان شد و فهمید، ابوالعلا هم دارای کرامت هایی است.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

آخرین اخبار