چهارشنبه, 01 آذر 1396 - Wednesday 22 November 2017
مشروح سخنرانی آیت الله ناطق نوری در مراسم نکوداشت آیت الله فاضل هرندی؛

آیت الله ناطق نوری در ابتدا با بزرگداشت یاد شهیدان صفار هرندی و حجت الاسلام اژه ای و دیگر شهیدان هرند گفت: خدا را سپاسگزارم که توانستم در مراسم یادبود استادم شرکت کنم.

وی با یادآوری خاطرات دوره طلبگی گفت: استاد یکی از دوره های مهمم و هم مباحثه ای ام هرند ی بودند. در رابطه با مرحوم آیت الله فاضل هرندی به حد کافی بحث شد و در پیامها و فیلم ذکر شد اما من اجمالا عرض کنم از رمانی که با مرحوم فاضل هرندی آشنا شدم و در ایشان می رفتم تا بعد از انقلاب که در مناسب مختلف بودند بخصوص دو دوره و نیم نمایندگی مجلس شورای اسلامی (نیمی از مجلس اول و دوره های دوم و سوم) بودند که دوره اول از اقلید و دو دوره بعد اصفهان، در همه این دوره ها تاسالهای آخر زندگی پر برکت مرحوم فاضل که تماس زیاد داشتیم، آنچه برایم جالب بود و امروز در ذهنم تداعی می شد، تواضع، اخلاق، نجابت و محجوب بودنشان بود. من سال 40 شاگرد ایشان بودم اما در مجلس مثل یک دوست صمیمی بود، با آغوش باز از ارباب رجوع استقبال می کرد.

بعضی هستند تا پستی می گیرند گویا ماهیتشان عوض می شود ولی مرحوم فاضل اینطور نبود، همانطور که آیت الله مقتدائی و فیلم بیان کردند

ایشان بعد از پیروزی انقلاب دو بار ماموریت به کردستان و یک بار به لرستان رفتند و نمایندگی ها و مسئولیتهای مختلف داشتند و همچنین در هیئتها هفت نفره که برخی تند رو بودند که تعامل با ایشان سخت بود ولی آقای فاضل هرندی با شرح صدر و اخلاق خوش با آنها کنار می آمد و اگر ایشان نبود ضربه محکمی به کشاورزی ما می خورد با وجود برخی تنگ نظریها، که گوشه ای از سخنان ایشان در مجلس پخش شد و نگرش خوبی به کشاورزی و صنایع تبدیلی داشتند.

در برنامه های اول و دوم و سوم اولویت اولمان کشاورزی بود و نگاه وسیع و غنی داشتند.

علم داشتن و عالم بودن بسیار مورد تائید اسلام و رهبران اسلامی است. امام سجاد (ع) که آقای فاضل روضه مسجد اموی ها را خواند فرموده اند: اگر مردم بدانند در سایه علم چه نعمتهایی هست، دنبالش می روند چه به ریختن خون قلبشان باشد، چه به رفتن عمق دریاها باشد.

مثل عالم نسبت به بقیه مردم رسول خدا می فرمایند مثل ماه است نسبت به سایر ستاره ها. و در مورد علم و عالم اینقدر روایت زیاد داریم که به نظر من هیچ مکتبی و مسلک و ایدئولوژی در دنیا به اندازه اسلام در رابطه با علم و دانش بحث نکرده است.

همه این روایات درباره عالمی است که جامعه از علم او بهره مند شود و گر نه کسی خیلی م عالم شود ولی جامعه نتواند از آن بهره مند شود مثل کتابخانه ایست که کتابهای زیادی در آن است ولی درش قفل است، این کتابخانه فایده ای ندارد و با ویرانه یکی است.

در روایاتی که کمتر توجه می شود آمده است قلم دانشمند از خون شهید بالاتر است. معلوم می شود عالمی مورد نظر است که صاحب قلم باشد و روشنگر باشد و به جامعه بینش دهد.

شرط دیگر آن است این عالم مرد عمل باشد. به قولی تیغ دادن در کف زنگی مست، به که گیرد علم را نا کس به دست.

علم اگر دست ناباب بیفتد مخرب است، تمام جنایاتی که در دنیا می شود در سایه علمی است که به دست نااهل می افتد. تمام مکاتب و مذاهب انحرافی و حتی در اسلام فرقه های انحرافی، در راس آنها عالمان بی عمل است.

تنها علم کافی نیست بلکه علمی که جامعه از آن بهره ببرد و شهید پرور باشد.

مداد العلما، افضل من دماء شهدا مانند قلم شهید مطهری است که امام تمام نوشته هایش را تایید کند که در مورد کس دیگری نفرموده است. این مداد شهید پرور است، بینش به جامعه می دهد، به جوانان رشد می دهد.

اگر عالمی عامل نباشد بسیار خطرناک است.

روایت از پیامبر هست که می فرمایند علمای امت من دو دسته اند یکی که با علمش رضای خدا را در نظر می گیرد و علم خود را به جامعه می دهد، و دنبال منافع آن نیست که تمام موجودات برای او طلب مغفرت میکنند و در روز قیامت بزرگوار وارد قیامت می شود.

ولی بعضی خداوند علم به آنها می دهد ولی بخل می ورزد و به دیگران نمی دهد و در روز قیامت افساری از آتش به او می زنند.

ابوذر از پیامبر نقل میکند که فرمودند کسی که علم دارد ولی جامعه از آن بهره مند نمی شود و کسی که علم را می آموزد برای فخر فروشی، شر انسانهاست و بوی بهشت را استشمام نمی کند.

اما عالمی که مثل فاضل هرندی که تا درس سطح بالا را شروع بخواندن کرد درس سطح پائین را شروع به درس دادن کرد. در حوزه به این صورت است کسانی که به مدارج بالا و مرجعیت می رسند درسهای پائین تر که خوانده اند را تدریس می کنند. مکاسب یکی از درسهای مهم روحانیت است که کسی آن را بفهمد مجتهد است و مرحوم فاضل هرندی شرح و ترجمه و 14 جلد مکاسب شیخ انصاری و کتب مختلف را نوشته است. ایشان خطیبی توانا و خوب بود.

اینان نمی میرند و زنده هستند و همانگونه بودند که روایت پیامبر (ص) می گوید و همچنین با تفاوتی اندک از امام صادق نقل شده :وقتی انسان از دنیا می رود پرونده اش بسته می شود تا روز قیامت مگر سه چیز که نمی گذارد انسان بمیرد

بعضی زنده هستند اما مرده اند آنچنان که حضرت علی می فرمایند: کسانی که اموال دارند اما خیرشان به کسی نمی رسد مرده اند و تنها نفس می کشند، اما علما تا روز قیامت زنده می مانند. بدنشان در خاک دفع می شود ولی در دلها باقی می مانند. مانند شیخ صدوق که بیش از هزار سال است از دنیا رفته ولی هنوز زنده است. زیرا کتابهای او را همچنان علما استفاده می کنند گویا او درس می دهد.

مرحوم فاضل هرندی چند سال است از بین ما رفته اما کتابهایش مورد استفاده است و از آن بهره مند می شوند پس زنده است.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

آخرین اخبار